اثری از "صاحبدل جوینی" به مناسبت ارتحال حاج آقا افتخار
ای چرخ کجمدار در امسال زین روش بر ما ز کجروی تو بس ناروا برفت
در شهر سبزوار بسی ماجرای تلخ از ســوگ آن مجاهد آن مقتدا برفت
آن مقتدا و مرجع و هم عالم جلیل حاج افتخار و حضرت عبدالعلی برفت
آقای افتخار که بود مفتخر از او ســادات و دوستان رسول خدا برفت
آن راد مرد عالم دانشور فقیه آن واعــظ ســتـــوده آل عبا برفت
آن زاهد گسسته ز دنیا چو جدّ خویش آن سرپرست مرد و زن بی نوا برفت
آن عابد ستوده شب زنده دار دهر از خاکیان برید بسوی سما برفت
آن افصح الکلام سخنور که در سخن زیبا کلام و خوش سخن و با وفا برفت
آن صاحب صلابت و تقوای حیدری آن پیشوای خلق بلُطف و عطا برفت
هر سال عید جامه به بیچارگان بداد امسال بی پدر شده آن طفل ها برفت
بر جای ماند مسجد مشهور افتخار افسوس افتخار که از بین ما برفت
بر ما جوینیان و براکوه و سبزوار او چشمه امید و از ما جدا برفت
بهر تسلی دل اعوان آن جناب صاحبدل از جوین به شور و نوا برفت
صاحبدل جوینی